معنا و کاربرد عبارت Be Supposed to

اشتراک گزاری
Share on whatsapp
WhatsApp
Share on telegram
Telegram
Share on linkedin
LinkedIn
Share on twitter
Twitter
Share on facebook
Facebook

عناوین

باید در انگلیسی should , must , supposed to

لطفا به مثال های زیر توجه کنید:

You are not supposed to be in the park.

تو نباید تو پارک باشی.

You are supposed to be in the gym.

تو باید توی باشگاه باشی.

She is not supposed to be in this place.

او نباید تو این مکان باشه.

You are supposed to be in your house.

تو باید توی خونت باشی. حالا شما ترجمه کنید

guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها