تفاوت بین کلمات سفر کردن travel | trip | ‬journey

travel | trip | journey

Travel

فعل Travel به معنای سفر کردن و در معنای کلی برای توصیف عمل سفر کردن از یک مکان به مکان دیگر استفاده میشود.
ما هرگز نمیگیم “a travel” زیرا٬ کلمه travel غیرقابل شمارش است.
زمانیکه از Travel به معنای فعل آن استفاده میکنیم٬ در واقع داریم از نحوه سفر کاری٬ سفر به خارج و حتی سفرهای تو شهری برای رسیدن به محل کار یا مدرسه و … صحبت میکنیم.
مثلا ممکنه از وسایل نقلیه که استفاده میکنیم استفاده کنیم:
برای مثال
I travel to school by bus
من برای رفتن به مدرسه از اتوبوس استفاده میکنم.

They travelled on foot
آنها با پیاده روی میروند.

⇓ I love travelling

وقتی از Travel بعنوان اسم آن استفاده میکنیم٬ اغلب با تعطیلات کنار هم گذاشته میشوند
I love travelling
من عاشق مسافرتم.

Ramin travels frequently for work
رامین به طور مداوم سفر کاری میرود.

He had loving memories of his travels to France
او خاطرات خوبی از سفر به فرانسه دارد.

در این مثال ها٬ کلمه travel استفاده شده چون این سفرها دشواری journey را نداشته اند.
Azi decided to travel by car. She travelled through Denmark and into Germany

When Ramin finished college he went travelling for 7 months

در حالت کلی٬ برای سفر کردن به جایی “travel” ٬ شما میتونید از پاها٬ دوچرخه٬ هواپیما٬ کشتی و یا هر وسیله نقلیه دیگه ای استفاده کنید.

استفاده نادرست از travel :
I bought this shirt on my travel to Turkey (Incorrect)
I bought this shirt on my trip to Turkey

I’m planning a travel to England next year (Incorrect)
I’m planning to travel to England next year
I’m planning a trip to England next year

کلمه travel به عنوان اسم میتواند هم به شکل travel و هم به شکل travelling استفاده شود.
travel میتواند به شکل جمع هم استفاده شود به شکل travels

برخی عبارات و کلمات رایج با کلمه travel
travel documents

travel tickets
travel agents
Air travel
travel sickness
traveller’s cheques

Trip

اغلب زمانی که میخواهیم اشاره کنیم که به کجا رفته ایم یا میخواهیم سفر کنیم از گزینه trip استفاده میکنیم. ممکنه یک تعطیلات کوتاهی باشد یا یک سفر کاری و ماموریتی باشد. اگر سفر به خارج از کشور هم باشد ولی کوتاه باشد هم از trip استفاده میکنیم.
ما اغلب میگیم:
a business trip
a weekend trip
a day trip
a school trip

مثال
We took a five-day trip to Noshahr
ما یه سفر ۵ روزه به نوشهر داشتیم.

She’s back from vacation! How was her trip?
او از تعطیلات برگشته. تعطیلاتش چطور بوده؟

Maryam went on business trips to Tabriz and Hamedan last month
مریم ماه گذشته یک سفر کاری به تبریز و همدان رفت.

کلمه trip رو با افعال go و take استفاده میکنیم.
GO on a trip
Take trip

عبارات رایج در مورد trip
A round-trip ticket is a ticket for going and coming back
بلیط دو طرفه برای رفت و برگشت

A one-way ticket is only for going
بلیط یکطرفه فقط برای سفر یکطرفه ی رفت

اما گاهی هم میتونیم از عبارات زیر استفاده کنیم و منظورمان یک سفر بلند مدت باشد و همچنان به “کجا رفتن” را اشاره کنیم
مثل
take a long plane trip
take a long boat trip
take a long road trip
وقتی میخواهیم سفر خوبی را برای کسی آرزو کنیم میگیم:
Have a great trip

نکته:
در سفرهای ناشی سفرهای متافیزیکی٬ سفرهایی که ناشی از تجربه متافیزیکی باشد حتی اگر ناشی از مصرف مواد مخدر باشد هم از trip استفاده میکنیم که ممکن است که چندساعت یا یک روز طول بکشد.

 

شاید علاقه مند باشید سایر دروس آموزش لغت سایت رامین موسوی را مشاهده کنید.

journey

ما از journey برای سفرهای طولانی مدت استفاده میکنیم و تفاوتی هم نمیکند که چه نوع سفری است٬ کاریست یا تفریحی و …
اما معمولا journey برای سفر دشوار٬ ماجراجویانه و اکتشافی هم استفاده میشود.

Because of some unexpected problems We got to Paris just after 11— a three-hour journey which normally takes 1 hour 54 minutes from origin to destination

 فعل مدت زمان سفر journey

وقتی از مدت زمان سفر (journey) صحبت میکنیم٬ از افعال take و last استفاده میکنیم.
How long did her journey take? it lasted forever
سفرش چقدر طول کشید؟ برای همیشه ادامه داد

The journey takes 3 hours by plane or 3 days by car
این سفر با هواپیما ۳ ساعت و با ماشین ۳ روز طول میکشد.

Azi made the 150-mile journey by bike
آزی یک سفر ۱۵۰ مایلی با دوچرخه انجام داد.

زمانیکه قصد داریم به صورت استعاری صحبت از پیشرفتی در زندگی بکنیم از journey استفاده میکنیم.

مثال
Ahmad has overcome a lot of problems on his spiritual journey
احمد مشکلات زیادی رو با سفر معنوی اش برطرف کرده است.

My uncle is an Adict, but he’s beginning the journey of recovery
عموی من یک معتاد است اما داره شروع به سفر بازیابی میکند.

آموزش زبان انگلیسی با رامین موسوی

نوشتن نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *